89مىخورد، اما اسلام على عليه السلام مبتنى بر سيرۀ رسول اللّٰه است، هرچند بسيار گران تمام شود. او اجازه نمىدهد كه دست اندركاران حكومت، از موقعيت خود نردبانى براى دستيابى به اميال خود و بستگان بسازند. و اين براى آن حضرت كه آهن گداخته را نزديك دست برادر خود «عقيل» مىبرد و مىگويد: «تو مىخواهى با رسيدن به خواستۀ خويش، على را گرفتار آتش عذاب الهى كنى؟ 1» افتخارى مىشود كه به آن مىباليم.
6- عدالت از ديگر ره آوردهاى حكومت على عليه السلام بود.
سياست اميرالمؤمنين بر مبناى اصل عدالت پايه ريزى شد و همين امر مشكلات فراوانى را براى آن حضرت ايجاد كرد.
شهيد مطرى رحمه الله با اشاره به اين اصل مىفرمايد: «تبعيض و رفيق بازى، باندسازى و دهانها را با لقمههاى بزرگ بستن و دوختن، همواره ابزار لازم سياست قلمداد شده است. اكنون مردى زمامدار و كشتى سياست را ناخدا شده كه دشمن اين ابزار است» 2.
7 - زهد و عدم دل بستگى به مظاهر دنيوى، از برجستهترين ويژگىهاى امام على عليه السلام است. استاد مطهرى رحمه الله در اين باره مىفرمايد:
[عدم دلبستگى به دنيا و بى توجهى به زرق و برق آن] و هم دردى و شركت در غم ديگران، مخصوصا در مورد پيشوايان امت كه چشمها به آنان دوخته است اهميت به سزايى دارد. على عليه السلام در دورۀ خلافت بيش