87وجودشان مىجوشيد سر دادند و حضرت على عليه السلام رهبرى مسلمانان را به عهده گرفت و براى تأمين سعادت همه جانبۀ جامعۀ اسلامى، حركت گستردهاى را آغاز كرد.
اصولى از برنامه حكومتى على عليه السلام
1- انتخاب كارگزاران لايق براى امور حكومتى و گماردن مأمورانى براى نظارت بر اعمال و گفتار آنان. هرگاه تخلفى از كارگزاران خود مىديد آنان را مؤاخذه مىكرد. ماجراى عثمان بن حنيف و والى اهواز، شاهد براين مدعا است.
2- تبعيّت از احكام الهى و پافشارى در اجراى آن، كه پيش از خلافت به آن اشاره كرده بود. آن حضرت در شوراى شش نفرۀ انتخاب سوّمين خليفه صريحا اعلام كرد كه او حكومت و خلافت را به شرطى مىپذيرد كه كتاب خدا و سنت پيامبر و آن چه خود بر اساس آن تشخيص مىدهد مبناى عمل قرار گيرد و چون پيشنهاد ديگران براساس عمل بر سيرۀ شيخين بود از قبول آن صرف نظر كرد. پس از قتل عثمان باز همان شرايط را اعلام كرده، مىفرمايد:
«و اعلموا انى ان اجبتكم ركبت بكم ما اعلم ...» 1؛ «بدانيد اگر من دعوت شما را (براى خلافت) پذيرفتم آن طور كه خودم مىدانم و مىفهمم عمل مىكنم و به توصيۀ احدى گوش نخواهم داد».
3- مقدم داشتن قانون و ارزشها بر اصل حكومت، از ديگر اصول