62آورده بودند از دست مىدادند.
چه بسا دشمن به پيشروى خود ادامه داده و مركز اسلام (مدينه) را مورد حمله قرار مىداد بنا بر اين، پيامبر صلاح در اين ديد كه هرگز عقبنشينى نكند و با قوائى كه در اختيار دارد تا آخرين لحظه نبرد كند.
كسب اطلاعات از اوضاع دشمن
ستون رزمى اسلام در نقطهاى كه كاملا با اصول «استتارى» موافق بود، موضع گرفت و از هرگونه تظاهر كه باعث كشف اسرار گردد جلوگيرى به عمل آمد. دستههاى مختلف شروع به كسب اطلاعات از قريش و كاروان نمودند. اطلاعات رسيده از طريق مختلف به قرار زير بود:
الف: نخست خود پيامبر با يك سرباز دلاور مسافتى راه رفتند، و بر رئيس قبيلهاى وارد شدند و به او گفتند: از قريش و محمد و ياران او چه اطلاعى داريد؟
وى چنين گفت: به من گزارش دادهاند كه محمد و ياران او، چنين روزى از مدينه حركت كردهاند. اگر گزارش دهنده راستگو باشد، اكنون او و يارانش در چنين نقطهاى هستند (نقطهاى را نشان داد كه ستون اسلام در آنجا موضع گرفته بودند)، و نيز به من خبر دادهاند كه قريش در چنين روزى از مكه حركت كرده است. اگر گزارش رسيده صحيح باشد، ناچار اكنون در فلان نقطه هستند (نقطهاى را معين كرد كه قريش درست در آنجا تمركز داشتند).
ب: يك گروه گشتى كه در ميان آنها زبير عوام و سعد ابىوقاص