49مىگريست و هر گاه محشر را و عبور از صراط را بياد مىآورد مىگريست و هر گاه به ياد ايستادن به پاى حساب مىافتاد همچون مار گزيده به خود مىپيچيد، از خدا طلب بهشت مىكرد و به او از آتش پناه مىبرد.
و چون وضو مىساخت و به نماز مىايستاد، بدنش بلرزه مىافتاد و رنگش زرد مىشد.
سه نوبت، دارائيش را با خدا تقسيم كرد و دو نوبت از تمام مال خود براى خدا گذشت. و با اين همه، در تمامى حالات به ياد خدا بود.
گفتهاند: «در زمان خودش آن حضرت عابدترين مردم و بىاعتناترين مردم به زيور دنيا بود».
محمد بن اسحق گفت: «پس از رسولخدا صلى الله عليه و آله هيچكس از حيث آبرو و بلندى قدر، به حسن بن على نرسيد. بر در خانهاش فرش مىگستردند و چون او از خانه بيرون مىآمد و آنجا مىنشست راه بسته مىشد و باحترام او كسى از برابرش عبور نمىكرد و او چون مىفهميد، برمىخاست و به خانه ميرفت و آنگاه مردم رفت و آمد مىكردند».
در راه مكه از مركبش فرود آمد و پياده به راه ادامه داد، در كاروان كسى نماند كه بدو تأسى نجويد و پياده نشود، حتى سعد بن ابى وقاص كه پياده شد و در كنار آن حضرت راه افتاد.
«مدرك بن زياد» به ابن عباس - كه براى حسن و حسين ركاب گرفته بود و لباسشان را مرتب مىكرد - گفت: «تو از اينها سالخودهترى! ركاب برايشان مىگيرى؟» وى جواب داد: «اى فرومايۀ