133و اگر روزه، آزمايش اخلاص بندگان است (... والصّيام ابتلاء لاخلاص الخلق)
پس فطر هم، عيدى است براين پيروزى معنوى در جبهۀ «جهاد اكبر»!
اگر غلبه بر خصم بيرون، شيپور پيروزى مىطلبد،
پيروزى بر خصم درون (نفس) جشنى روحانى دارد بنام «عيد فطر»، كه ميثاق بستن با فطرت ما از سوى روزه داران مجاهده گر اعلام مىدارد.
اگر در بند «شكم» و «شهوت» بودن، اسارت است.
روزه، رها سازندۀ انسان از اين «تعلّق» است.
پس، «فطر»، شادى اين توفيق يكماهه در مهار زدن به خواستههاى نفس و تمنّيات غرايز است.
براى «بنده»، هيچ لحظهاى زيباتر از قبول و پسند «مولا» نيست!
و براى «مهمان»، هيچ صحنهاى دلپذيرتر از پذيرايى «ميزبان» نيست!
آيا حضور يك ماه بر سفرۀ نعمت و رحمت خدا، خرسندى ندارد؟
آيا پذيرش در مائده كرامت مولا، «عيد» نيست؟
دست ما، واسطه است.
نعمتها، از آن خداست و بندگان محتاج و بينوا، «عيال خداوند»ند.
اطعامى كه مىدهى،
احسانى كه مىكنى،