113كردند؛ ولى با دادن دوازده يا سيزده كشته محركان متوارى گرديدند، و ديگران پا به فرار گذاردند. 1
شكستن بتها! شست وشوى كعبه
شهر مكه كه ساليان درازى پايگاه شرك و بت پرستى بود، در برابر نيروهاى چشمگير توحيد، تسليم گرديد، و همه نقاط شهر در تصرف سربازان اسلام درآمد. پيامبر لحظهاى چند، در خيمهاى كه مخصوص آن حضرت بود و در نقطهاى به نام «حجون» زده بودند، استراحت نمود. سپس در حالى كه سوار شتر بود، براى زيارت و طواف خانۀ خدا رهسپار مسجدالحرام گرديد.
در نخستين دور طواف، متوجه بتهاى بزرگى به نام «هُبَل» و «اساف» و «نائله» گرديد، كه بالاى در كعبه نصب كرده بودند. و با نيزهاى كه در دست داشت، ضربه محكمى بر آنها زد، و آنها را روى زمين افكند. و اين آيه را خواند: «قُلْ جٰاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبٰاطِلُ ، إِنَّ الْبٰاطِلَ كٰانَ زَهُوقاً» : يعنى: حق با شكوه و پيروزمندانه جلوه كرد، و باطل محو و نابود گرديد، حقا كه باطل از نخست بىاساس بود. «هبل» در برابر ديدگان مشركان به دستور پيامبر شكسته گرديد. اين بت بزرگى كه ساليان دراز بر افكار مردم شبه جزيره حكومت مىكرد، در برابر ديدگان آنها سرنگون گرديد. «زبير» به عنوان مسخره رو به ابى سفيان كرد و