69بود و لذا آن حضرت از طرف خداوند با مواعظ و حكمتها آمد تا بدينوسيله دعوى آنان را باطل كند و حجت را بر آن اثبات نمايد.
ابن سكيت چون سخنان امام را شنيد، با اعجاب گفت: به خدا مانند شما را در بيان اين موضوع نديدهام. اما بفرماييد امروز چه چيزى بر خلق حجت است؟ امام پاسخ داد: عقل، كه به وسيلۀ آن مىتوان راستگويان از سوى خدا را شناخت و تصديق كرد و دروغگويان بر خدا را شناخت و تكذيب نمود. ابن سكيت گفت: به خدا كه جواب قاطع همين است.» 1
بخش اخير پرسش و پاسخ، شايان تأمل بيشترى است. زمانى كه امامان راستگو و صادقين آل محمد صلى الله عليه و آله در يكسو قرار گرفتهاند، آنهم بدون امكانات و تجهيزات حكومتى، ومدّعيان كاذب و دولت عباسى، در طرف ديگر و حكومت در دست آنهاست و همه ساز و برگهاى تبليغاتى؛ از فقيه و محدّث و مورّخ و متكلّم و خطباى جمعه و جماعات و شاعران و سخنوران و نويسندگان و زور و زر، همه و همه را در اختيار دارند و در سوى ديگر زبانهاى حقگو را مىبرند كه يك نمونهاش، همين ابن سكيت است كه به دستور متوكّل زبانش را از كام بيرون كشيدند؛ چون درپاسخ پرسش متوكّل دربارۀ مقام فرزندانش و حسنين گفته بود: به خدا خادم حسن و حسين، بهتر از تو و فرزندان تو است. دراين وضعيت كه سرها از پيكرها جدا مىشود. آزادگانى در سياهچالهاى مخوف شكنجه مىشوند و جان مىسپارند. چوبههاى دار در انتظار حقگويان است. هيچ جرمى بالاتر از تشيّع نيست. با ياران اهلبيت بدتر از كفار و مشركان عمل مىشود! و بالاخره در چنين فضايىكه غوغاسالارى حاكم است، مردم