68و اشرافىگرى و تجمّلپرستى و رفاه و غرور ناشى از آن مورد توجه قرار گرفته است. در دعوت موسى اصلاحات سياسى و اجتماعى و مبارزه با استكبار و استضعاف و اقطاب قدرت و ثروت و نيرنگ جادو و سحر (زر و زور و تزوير) مدّ نظر بوده است. در دعوت يوسف مديريّت الهى با توجه به بحران حاكم بر خطّۀ نيل، در دعوت سليمان سياست و حكومت، در دعوت داود قضا و در دعوت عيسى زهد و اخلاق مطرح گرديده كه هر يك را مناسبتى بوده است. 1
روايات اسلامى و سيرۀ معصومين نيز موارد بسيارى را از توجه به زمان و مكان و موقعيتشناسى تبليغ ارائه مىكند.
ابن سكيت از امام هادى عليه السلام علّت بعثت موسى عليه السلام را با عصا و يد بيضا، و بعثت عيسى عليه السلام را با ابزار طبابت، و رسالت حضرت محمد صلى الله عليه و آله را با گفتار و خطابه مىپرسد، امام در پاسخ مىفرمايد:
«هنگامى كه خداوند موسى را برانگيخت، جادوگرى بر مردم عصر وى غلبه داشت، از اينرو، خداوند موسى را با معجزهاى فرستاد كه از آنان ساخته نبود تا بر سِحر ساحران زمانش برترى يابد و بدينوسيله حجّت را بر مردم تمام كرد و خداوند عيسى را در زمانى فرستاد كه بيمارىهاى مزمن و فلج شايع بود و مردم به طبابت نيازمند بودند. ازاينرو، عيسى از طرف خداوند چيزى آورد كه مانند آن را ديگران نداشتند. او مردگان را زنده مىكرد و نابينايان و مبتلايان به برص را به اذن خدا شفا مىداد و بدينسان حجت را بر آنان تمام كرد. و آنگاه كه حضرتمحمد صلى الله عليه و آله رابرانگيخت، خطابه و سخنورى و شعر شايع