60منظور، آموزش لازم و برنامۀ مدوّن و فعاليت سازمان يافته نقش اصلى را ايفا مىكند كه متصديان امر تبليغ نبايد از آن غفلت بورزند.
2 - محاورههاى مشكوك
نكتۀ قابل گفتن در اين مجال، آن است كه دستگاههاى تبليغاتىِ منحرف، نيروهاى جوان و دانشپژوهان خود را در اين روزها بسيج دادهاند تا در موسم حج و سفرهاى عمره با ايرانيان؛ بهويژه روحانيان به گفتگو بپردازند كه در چند مورد آن، نگارنده خود درگير بحث با آنها شده و نتيجۀ اين گفتگوها را مثبت ارزيابى نمىكنم؛ چراكه آنها در پى كشف حقيقتى نيستند تا از درِ مذاكره و تبادل اطلاعات به يك نتيجۀ منطقى برسند، بلكه اين جوانان كارآموزانى هستندكه مأموريت دارند با طرح چند پرسشِ از پيش تعيين شده، طرف مقابل را به بنبست بكشانند و سخن را به جايى ببرند كه در شرايط كنونى اظهارنظر دربارۀ آنها خلاف مصلحت است؛ مثلاً در چند موردى كه نگارنده به بحث پرداخت، پس از مقدارى گفتگو طرف مقابل اين سؤال را مطرح كرد كه «هل تحب ابى بكر وعمر؟!» كه پاسخ دادن به آن؛ چه مثبت و چه منفى، محذوراتى را پيش روى قرار مىدهد. اگر پاسخ مثبت باشد محذور الهى دارد و اگر منفى باشد داراى محذور اجتماعى است، هرچند مىتوان اين پاسخ كلّى را داد كه: «نَحْنُ نُحِبُّ كُلَّ مَنْ آمَنَ بِالإِسْلامِ وَاتَّبَعَ النَّبِيَّ وَعَمِلَ بِكِتٰابِ اللّٰهِ كائِناً مٰا كٰانَ» و بالاخره از محذورَين خارج شد، اما طرف مقابل ما بيش از اين انتظار دارد. نگارنده انگيزۀ اين بسيج تبليغاتى يا بحث محاورهاى را اينگونه ارزيابى مىكنم كه تشكيلات تبليغاتى فوقالذكر، با اين شيوه گفتگوها مىخواهد نيروهاى جوان خود را در حقيقت تربيت كند و