187آنكه: «حضرت با تمام دهان حرف مىزد و به جنبانيدن لبها اكتفا نمىكرد» 1 سخن را با اشارات مناسب همراه مىساخت، چنانكه مىفرمود:
«أَنَا وَكَافِلُ الْيَتِيمِ كَهَاتَيْنِ فِي الْجَنَّةِ...» من و سرپرستى كننده يتيم در بهشت اينگونهايم و انگشت سبابه و وسط را با اندكى فاصله كنار هم مىگذاشت و اين را با اشاره بيان مىفرمود. 2
ابوموسى از پيامبر روايت مىكند كه آن حضرت در حالى كه انگشتان خود را در هم مىفشرد، مىفرمود:
«الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيٰانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ شَبَّك َ أَصٰابِعَهُ».
«مؤمن براى مؤمن همانند بنايى است كه هر قسمت، قسمت ديگر را استوار نگه مىدارد و در همين حال انگشتان مبارك خود را در يكديگر مىفشردند و بدينگونه تشبيه مىكردند.»
جابربن عبداللّٰه گويد: هرگاه پيامبر سخنرانى مىكرد چشمان مباركشقرمزمىشد. صدايش اوج مىگرفت و آنچنان خشمگين مىشد كه گويى سپاهى را فرماندهى مىكند. 3
«عِرباض بن ساريه» گويد: پيامبر خدا ما را موعظهاى بليغ كرد كه به دنبال آن چشمها اشكبار شد و دلها لرزيد. مردى گفت: اى پيامبر خدا، آيا اين موعظۀ وداع است؟ فرمود: «أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللّٰهِ وَالسَّمْعِ وَالطّٰاعَةِ...» 4
هرگاه پيامبر مىخواست مطلبى را با مسلمانان در ميان بگذارد، آنان را به مسجد فرا مىخواند و مؤذن آهنگ نماز مىداد و هنگام نماز يا