160
الْأَنْبِيَاءَ والْأَوصِيٰاءَ بِالسُّكُوتِ إِنَّمَا بَعَثَهُمْ بِالْكَلاٰمِ» 1 در خصوص تاريخچۀ خطابه گفتهاند: نخستين كسى كه بر منبر ايراد خطبه نمود، آدم عليه السلام بود 2 و از اوايل سيوطى نقل شده كه نخستين بار ابراهيم بر منبر ايراد خطبه نمود. 3
دربارۀ شعيب آوردهاند كه او سخنورترين پيامبران بود؛ «وَ كٰانَ شُعَيبُ أَخْطَبُ الْأَنْبِيٰاء» 4 همچنين موسىبن عمران از خداوند خواست گره از زبانش بگشايد تا بتواند رسالت خود را به خوبى ابلاغ كند؛ وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسٰانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي 5 در عصر رسالت نبىگرامى صلى الله عليه و آله كه خطابه بازار رايجى در ميان اعراب داشت، آن حضرت در ابلاغ رسالت از اين ابزار مؤثر بهره گرفتند.
خطابههاى پيامبر صلى الله عليه و آله در زمينههاى مختلف، اعتقادى، تشريعى، اخلاقى، اجتماعى، سياسى و نظامى و مناسبتهايى چون جمعه و عيدين فطر و قربان، مشهور و خواندنى است. در حوادث مهمى چون فتح مكه، اعلام ولايت در غدير خم و اعلان منشور حقوق اسلامى رسالت آسمانى خود را با خطابههاى غرّا ابلاغ فرمود، گرچه در عصر ظهور اسلام، اعراب در عالىترين درجه فصاحت و بلاغت بودند و در انشا و انشاد شعر و خطابه مسابقه مىدادند امّا خطابههاى عصر جاهلى فاقد محتوا بود و بر محور انديشههاى جاهليت دور مىزد. اما در پرتو مفاهيم متعالى اسلام، خطابه از رشد و تعالى و پويايى خاص برخوردار شد.