154لهجه و زبانشان سخن مىگفتند و گاهى اصحاب نمىتوانستند با آن زبان سخن بگويند. على عليه السلام مىفرمايد: هنگامى كه پيامبر با «وفد بنى نهد» سخن مىگفت، عرض كردم يا رسول اللّٰه! ما فرزندان يك پدر هستيم با اين حال مىبينم شما با وفود و هيأتهاى عرب به گونهاى صحبت مىكنيد كه ما بسيارى از آن را نمىفهميم. حضرت فرمود: اين چنين خداوند مرا مؤدب ساخته و نيكو ادب آموخته است و من در ميان بنى سعد تربيت شدهام. 1 در مورد پيكها و فرستادگان پيامبر نيز آوردهاند كه آنها زبان منطقۀ مأموريت خود را مىدانستند و با آن تكلّم مىكردند. 2 و نيز در تاريخ آمده است: پيامبر برخى ياران خود را به فراگيرى زبان بيگانه مأمور مىساخت.
براى نمونه، زيدبن ثابت را فرمود كه زبان سريانى بياموزد تا بتواند نامهها را بخواند و با يهوديان صحبت كند. 3
موارد بالا نشان مىدهد كه پيامبر گرامى اسلام تا چه اندازه به زبان اهتمام داشتند و با كمبود وسايل و امكانات آن عصر استفاده از زبان را توصيه مىكردند و زباندانها را به منطقۀ مأموريت خارجى؛ مثل روم، ايران، مصر و غيره مىفرستادند و اين براى مبلّغان درسى است آموزنده.
در عصرى كه انسانها به صدها زبان تكلّم مىكنند، جهانى كردن اسلام به فراگيرى زبان نياز دارد. در مورد حج اين مسأله از اهميت ويژهاى برخوردار است و شايسته است مبلّغ حداقل به زبان عربى رائج آشنا باشد و بتواند به محاوره و بحث و گفتگو بپردازد وگرنه در عرصه رقابت تبليغى، بازنده خواهد بود.