150بهره گرفتند. عدد اين نامهها را تا 186، آوردهاند. 1 اين نامهها براى ملوك و پادشاهان، سران اهل كتاب، سران قبايل و گروههايى از مردم ارسال مىشد؛ مانند نامه به كسرى، قيصر، نجاشى، مقوقس، اسقف اعظم روم، اسقف نجران، ملوك حِمْير، سران قبايل يمن، يهود خيبر كه در هر يكاز ايننامهها بهمقتضاىحال مخاطب، نوعى ارشادگرى وجود دارد. اين نامهها عموماً با بسماللّٰه آغاز شده است و نيز رسالت پيامبرخدا در آنهامطرحمىگردد وبه آيۀ قرآن استشهاد مىشود. نامپيامبر قبل از نام مخاطبين مىآيد، با مهر مخصوص پيامبر ممهور مىگردد، روش بلاغت «خَيْرُ الْكَلاٰمِ مٰا قَلَّ وَ دَلَّ» بهخوبى محسوس است. در اين نامهها موقعيت زمانى اعزام مبلّغان و ارسال نامه قابل دقت است. اين نامهها حوالى سال ششم هجرى و هنگامى بوده كه اسلام در جزيرة العرب مستقر شده و دعوت برون مرزى آغاز گرديده است. پيامرسانها نيز غالباً افرادى زبان دان، هوشمند و كارآمد بودهاند.
به گفتۀ ابن سعد، هر يك از فرستادگان مىتوانستند به زبان و لغت منطقه مأموريت خود سخن بگويند. 2 داستان عبداللّٰه بن حذافه در دربار روم و ملاقات دحيۀ كلبى با سزار امپراتور روم و گفتگوى حاطب بن ابىبلتعه با مقوقس پادشاه مصر معروف است. اينها حكايت از ايمان، هوشمندى و استقامت پيامرسانها دارد كه در مكالمات خود، توانستند نظر مخاطبان را به اسلام جلب كنند. 3 بدين ترتيب نامهنگارى و طرح مبانى دعوت از اين طريق مىتواند ابزار مفيدى در تبليغ باشد و در شرايط