125معرفت و ايجاد اشياء در نهايت استحكام است و از انسان، شناخت موجودات و فعل خيرات، و اين همان چيزى است كه خداوند در گفتار خود، لقمان را بدان ستوده و فرموده است: ما به لقمان حكمت آموختيم.»
«زمخشرى» در تفسير حكمت گويد:
«حكمت سخن استوار و درست را گويند و آن عبارت است از دليل روشنگر حق و برطرف كنندۀ شبهه.» 1
«شيخ طوسى» حكمت را بدينگونه توضيح داده است:
حكمت، معرفت حسن و قبح و صلاح و فسادِ افعال است. حكمت، شامل شناخت و تعقّل صحيح نيز مىگردد؛ زيرا هر يك از شناخت و تعقّل، مانع و عارى از فسادند.» 2
فيض كاشانى در اينباره مىنويسد:
« اُدْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ... ؛ الْمَقٰالَةُ الْمُحْكَمَةُ الصَّحِيحَةُ الْمُوَضِّحَةُ لِلْحَقِّ، الْمُزِيلَةُ لِلشُّبْهَةِ، هٰذٰا لِلْخَوٰاصِّ...»؛
«حكمت گفتارى است استوار، درست، روشنگرِ حق و برطرف كنندۀ شبهه و اين براى خواص است.» 3
ديگر مفسّران و محققّان نيز تقريباً بدينگونه به تفسير حكمت پرداختهاند و گاه توضيحاتى برآن افزودهاند؛ يكى از مفسّران در توضيح