228طبق دستور قرآن، آن را به گرسنگان و تهىدستان مىدهيم. 1
اين عمل، غير از اين كه يك دستور قرآنى و يك تكليف است، يك راز بسيار مهم اخلاقى و عرفانى و تعالىبخش را در بر دارد و بايد مورد توجّه جدّى باشد.
امام صادق عليه السلام فرمود: وَاذْبَحْ حَنْجَرَةَ الْهَوىٰ، وَالطَّمَعَ عَنْكَ عِنْدَ الذَّبِيحَةِ. 2
آنگاه، كه قربانى خود را ذبح مىكنى، بايد «حنجرۀ هواى نفس» و خصلت طمعكارى (در امور دنيوى) را نيز از وجود خويش قطع كنى و خويشتن را پيراسته از «هواى نفس» و طمعكارى و آزمندى، كه دو خصلت خطرناك و مهلك است بگردانى.
اگر توجّه داشته باشيم، با «انجام قربانى در منا» و انجام ساير عبادات، بايد به يك «تغيير جهت در زندگى» و به يك «تحوّل اخلاقى» و يك «بينش عرفانى» دست يافته باشيم، براى استمرار مبارزه با «هواى نفس» تلاش بيشترى به خرج مىدهيم و لحظهاى از اين مهمّ غفلت نخواهيم داشت.
مگر نه اين است، كه «هواى نفس و پيروى از آن» طبق روايات و به حسب تجربه، چراغ عقل را خاموش مىكند؟ چشمۀ دل بيدار را مىخشكاند؟ نورانيّت باطن را به سياهى تبديل مىسازد؟ و بالاخره گاهى هويّت و هستى و حيات انسانى را تباه و ويران مىگرداند؟
آيا پس از «سربريدن قربانى» كه امام صادق عليه السلام فرمود: «حلقوم هواى