106و صفات عاليه و فضائل كمنظير و بلندى كه نفس انسانى در آن مرحله از صفا و تجرد خواهان است بر او فرود مىآيد.
بدين جهت عباداتى كه به منزلۀ نردبان ترقى و راه وصول به اين كمال است تشريع شده است.
پارهاى از آنها انفاق مال و بخشيدن مال است كه باعث انقطاع انسان از آزمندى به دنياست، مانند زكات و خمس و صدقات. اين انقطاع همان علت غايى تشريع انفاق است كه به اصطلاح دانشمندان، «غرض از تشريع» ناميده مىشود، اگر چه بهره بردن پارهاى از مردم نيز بر آن مترتب است.
بعضى از آنها خوددارى و اجتناب از شهوات و لذات است مانند روزه؛ و پارهاى از آنها به منظور پرداختن دل به ياد خداوند متعال و توجه آن به سوى او توأم با حركات خاص گوناگون جسمى است مانند نماز.
و معرفت حاصله از فكر و نور خلقت، يا معرفتى كه از به كاربردن قواعد منطقى حاصل مىگردد، در حصول آنچه گفته شد، از دوستى و انس با خداوند كافى نيست و اگر به اينها توجه و انس به خداوند و دوستى او حاصل شود، سست بوده و پايدار نمىباشد.
اما آثار كامل و شايستهاى كه در نفس از مداومت و پيوستگى بر آن اعمال حاصل مىشود ثابت و استوار خواهد بود، چه همانا ميان نفس و بدن ارتباطى است و فعل و انفعالات آنها در يكديگر مؤثر واقع مىشود.
آيا هنگامى كه عضوى را جراحتى برسد روان آدمى از جراحت متألم نمىشود ؟ و بالعكس در مواقع هيجانات روحى و اضطرابهاى