107روانى كه در نتيجۀ عوامل مختلفى از قبيل مرگ عزيزان يا انجام كارهاى وحشتزا به انسان روىآور مىشود نمىبينى كه اعضاى بدن نيز متأثر شده و قطعۀ گوشت ميان پهلو و كتف به لرزه مىآيد.
و به عبارت ديگر : عكس العمل خود را به صورت رعشۀ دست و پا يا پريدگى رنگ رخسار و غيره نشان مىدهد.
بنابراين، همان طور كه قبلاً اشاره گرديد، مقصود از وضع و تشريع عبادات اين است كه انسان به آن وسيله مدارج كمال را قدم به قدم پيموده و به صفات ملكوتى آراسته شود، آنچه مسلم است اين كه صورت ظاهرى هر عبادتى نقش و اثر مطلوبى در روح ايجاد كرده به موازات عبادات عضوى و اعمال جوارحى، آثار بسيار نيكويى در تنوير و اصلاحات نفسى از خود بجاى مىگذارد.
چنانكه با حواس خود درك مىكنيم، طهارت ظاهرى در پاكى و روشنى نفس تأثير دارد، مثلاً هنگامى كه به وضو مىپردازيم و به وسيلۀ اين عمل به طهارت ظاهرى مىپردازيم، در خاتمۀ اين عمل عبادى يك نوع حالت صفا و انبساط در روان خود احساس مىكنيم كه اين حالت قبل از انجام وضو در ما نبود و علت آن همان طور كه اشاره گرديد، ارتباط و پيوند ميان روان و تن است و گرنه ظاهر بدن از عالم محسوس است و روح نظر به اصل فطرتش، از عالم ملكوت است و موقعيت آن در اين بدن مانند كسى است كه از موطن اصلى خويش دور گشته و غريب افتاده باشد، بنابراين هم چنان كه از معارف نفسى آثارى به بدن فرود مىآيد از اعمال جوارحى هم انوارى به سوى روح بالا مىرود.
حج، اين عمل عظيم اسلامى و عبادى آنچه را كه ساير عبادات در