88سيد بن طاووس در لهوف مىنويسد: مسلم در حلقۀ عشاق، در شب عاشورا، هنگامى كه امام به آنها پيشنهاد رفتن كرد، اين چنين گفت:
«نَحْنُ نُخَلّيكَ هٰكَذٰا وَ نَنْصَرِفُ عَنْكَ؟ وَ قَدْ أَحٰاطَ بِكَ هٰذَا العَدُوُّ، لاٰ وَ اللّٰهِ لاٰ يَرٰانِياللّٰهُ أَبَداً وَ أَنٰا أَفْعَلُ ذٰلِكَ حَتّىٰ أُكَسِّرَ في صُدُوِرهِمْ رُمْحيَ وَ أُضٰارِبَهُمْ بِسَيْفي مٰا ثَبَتَ قٰائِمُهُ بِيَدي، وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ لي سِلاٰحٌ أُقٰاتِلُهُمْ بِهِ؛ لَقَذَفْتُهُمْ بِالْحِجٰارَةِ وَ لَمْ أُفٰارِقْكَ أَوْ أَمُوتُ مَعَكَ». 1
«ما تو را تنها بگذاريم و از تو كناره بگيريم ! در حالى كه دشمنان، تو را محاصره كردهاند؟ نه به خدا سوگند، خدا هرگز چنين روزى را براى من پيش نياورد. از تو جدا نشوم مگر آنكه نيزهام را در سينههاى آنها بشكنم و شمشيرم را بر بدن آنها فرود آورم. تا قائمۀ شمشير در دست من باشد، آنان را رها نخواهم ساخت و اگر هيچ نوع سلاحى باقى نماند، با سنگ با آنان پيكار خواهم كرد، هرگز از تو جدا نمىشوم تا در ركاب تو به شهادت رسم و فداى تو گردم.»
بزرگىِ مقام مسلمبن عوسجه را مىتوان از آخرين كلمات امام عليه السلام دريافت.
امام حسين عليه السلام در برابراجساد مطهر شهداى كربلا در حالت غربت چنين بانگ برمىداشت:
«يٰا حَبِيبَ بن مَظٰاهر، وَ يٰا زُهَيربن القَين، وَ يٰا مُسْلِم بن عَوسَجَة ... فَقُومُوا عَن نَوْمَتِكُمْ أَيُّهَا الْكِرٰامَ، وَ ادْفَعوا عَنْ آلِ الرَّسُول الطُّغاةَ اللِّئام». 2
مسلم بن عوسجه و اطاعت محض از ولايت
مسلم بن عوسجه مطيع محض امام بود. او در صبح عاشورا كه شمر عربده سرداده، خطاب به امام حسين عليه السلام گفت: «پيرامون حَرمت آتش افروختى و جهت دخول به آتش جهنم، شتاب كردى!» مسلم گفت: يابن رسولاللّٰه! شمر در تيررس من است، آيا اجازه مىدهى تا وى را مورد هدف قرار دهم و از پايش درآورم؟ امام عليه السلام فرمود: «چنين نكن؛