52
اشعار شيخ ازْرى
اشعار معروف شيخ كاظم ازْرى در ميان ارباب مقاتل داراى شهرت ويژهاى است؛ اشعارى كه در عرصۀ شعر حماسىِ عاشورا مىدرخشد. از صاحب كتاب معروف جواهرالكلام نقل كردهاند گفته است: من حاضرم ثواب كتاب فقهى جواهرالكلام خود را با ثواب اشعار شيخ كاظم ازْرى معاوضه كنم. او در ضمن اشعار خود، در وصف قمر بنىهاشم گفته است:
«يَوْمٌ أبيالْفَضْلِ اسْتَجارِ بِهِ الْهُدىٰ»؛ روز عاشورا، روزى بود كه امام هدى (امام حسين عليه السلام ) به حضرت ابىالفضل پناهنده شد.»
ازرى پس از آنكه اين مصرع را سرود، بهنظرش رسيد شايد با شأن امام عليه السلام ناسازگار باشد كه پناه به غير امام ببرد، از اين رو در همين مصرع توقف كرد. همان شب، در عالم رؤيا امام حسين عليه السلام را ديد. امام عليه السلام به او فرمود: در ادامۀ مصرع خود بنويس:
«وَالشَّمْس مِنْ كَدِرِ الْعِجاجِ لِثٰامُها»؛ «پناهنده شدن امام عليه السلام به عباس در روز عاشورا، زمانى بود كه گرد و غبار زمين كربلا، آسمان را پوشانده بود.» 1 اين مسأله بهنوبۀ خود از مقام والا و برجستۀ ابوالفضل حكايت دارد.
* * *
وصيت اميرمؤمنان عليه السلام
در واپسين روزهاى حيات امير مؤمنان عليه السلام ، به عناوين مختلف سخن از كربلا و قيام عاشورا به ميان مىآمد.
در شب 21 رمضان سال چهلم، امام عليه السلام هنگام وداع با خانوادهاش، آنگاه كه پسرش ابوالفضل را در آغوش كشيد، فرمود: پسرم! در روز عاشورا وقتى وارد شريعۀ فرات شدى، به ياد تشنگى برادرت حسين باش. 2