46سهيل بن عامر بن مالك بن جعفربن كلاب است. پس پدر و مادرش از خاندان بنىكلاباند و داراى خصلتهاى شايسته و صفات خانوادگى مشترك.
روزى حضرت على عليه السلام به برادرش عقيل، كه به انساب عرب آگاهى داشت، مأموريت داد تا از ميان اقوام شجاع و سرافراز عرب، براى وى همسرى برگزيند و يادآور شد اين دقت بدان جهت است كه فرزندى شجاع از او به دنيا آيد؛ بهگونهاى كه داراى بازوانى برومند و توانا باشد تا فرزندم حسين را در سرزمين كربلا يارى دهد و در اين هنگام به امام حسين عليه السلام اشاره كرد؛ «لِكَىْ اصيبَ مِنْها وَلَداً يكونُ شجاعاً و عضداً يَنْصُرُ وَلَدِي هٰذٰا - وَ أَشارَ إلَى الْحُسَينِ - ليواسيه في طَفّ كَرْبَلاء».
عقيل فاطمۀ كلابى را به امام عليه السلام معرفى كرد و گفت: با امّالبنين ازدواج كن كه در عرب از اجداد او شجاعتر نيست؛ «تَزَوَّجْ امّالبَنِين الْكلابيّة، فَإِنَّهُ لَيسَ في الْعَرَبِ أَشْجَع مِن آبٰائها، فَتَزوَّجهٰا» . 1
* * *
مادر عباس ارادت ويژهاى نسبت به امام حسين عليه السلام داشت. مامقانى در بارۀ ولايتمدارى فاطمۀ كلابى اينگونه مىنويسد: «فَإنَّ عُلْقَتَها بِالحسين عليه السلام ليس إلّا لِاءمامته»؛ 2 «همانا علاقۀ امّالبنين به حسينبن على عليهما السلام نبود مگر به جهت امامت آن حضرت، (نه آنكه چون او را در دامان خويش پرورانده است) ».
وى در جاى ديگر مىنويسد: امّ البنين، كه قتل چهار فرزند خويش در ركاب حسين عليه السلام را بر خود آسان مىگرفت؛ نشان از درجۀ عالى ايمان او بود. 3
عشق و ارادت امّالبنين نسبت به مقام والاى امامت و ولايت چنان بود كه وقتى بعد از واقعۀ كربلا و شهادت فرزندان برومند و دلاور او، بشير، سفيرِ خون و شهادت، به مدينه بازگشت و امّالبنين را ملاقات كرد و مىخواست خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد، امّالبنين گفت: «أخْبِرْني عَنْ أبي عبداللّٰه عليه السلام » ؛ «از حال حسين بگو !»