372«خير، او فرزند زادۀ پيامبرخاتم صلى الله عليه و آله است».
آدم پرسيد قاتل او كيست؟ ندا رسيد: قاتل او مردى است به نام يزيد، كه او مطعون و مطرود اهل آسمانها و زمين است. آدم به جبرئيل گفت: اكنون وظيفۀ من چيست؟ جبرئيل گفت: يزيد را نفرين كن. آدم چهار مرتبه بر يزيد لعن فرستاد و چهار قدم از آن مكان دور شد كه به قدرت الهى به عرفات رسيد و همسر خود را يافت.
حضرت نوح عليه السلام در كربلا
آنگاه كه نوح بر كشتى سوار شد و زمين را سير كرد، به منطقۀ كربلا رسيد. كشتى او به تزلزل در آمد و نوح احساس كرد كه كشتى در معرض غرق شدن است. به درگاه خدا مناجات كرد و گفت: خدايا ! گناهى از من سرزد؟ ؛ «إلهي هل حدث منّي ذنب آخر فعاقبتني به فإنّي طفت جميع الأرض و ما أصابني سوء مثل ما أصابني في هذه الأرض». 1 جبرئيل نازل شد و به او فرمود: اى نوح! اينجا همان جايى است كه حسين، سبط محمد، خاتم انبيا و پسر خاتم اوصيا كشته مىشود، نوح پرسيد، قاتل او كيست؟ جبرئيل پاسخ داد: قاتلش مردى لعين است در نظر اهل آسمانها و زمين؛ «قاتله لعين أهل سبع سماوات و سبع أرضين» . پس او يزيد را چهار بار لعنت نمود و در اين هنگام كشتىاش در دامن كوه جودى به آرامى پهلو گرفت.
حضرت ابراهيم عليه السلام در كربلا
هنگامى كه ابراهيم خليل عليه السلام سواره وارد كربلا شد، اسبش به زمين خورد و او از اسب بر زمين افتاد و سر مباركش شكست و خون از آن جارى شد و سپس استغفار نمود، و گفت: خدايا! چه خطايى از من سرزد؟ جبرئيل نازل گشت و گفت: از تو خطايى سر نزد، در اينجا سبط پيامبر خاتم و پسر خاتم اوصيا كشته مىشود. حضرت خليل پرسيد: قاتل او كيست؟ جبرئيل پاسخ داد: قاتل او كسى است كه در نظر همۀ اهل آسمانها و زمين ملعون است؛ «فرفع ابراهيم يَده و لعن يزيد لعناً كثيراً...» ؛ «ابراهيم دست به سوى آسمان گرفت و بر يزيد لعن فراوان كرد.»