373
حضرت اسماعيل عليه السلام در كربلا
گوسفندان حضرت اسماعيل، پسر ابراهيم خليلالرحمان، در كنار شط معروف فرات مشغول چريدن بودند كه چوپان آن حضرت اعلام كرد رمه از خوردن آب خوددارى مىكند، اسماعيل راز آن را از خداوند متعال جويا شد. ندا رسيد: اى اسماعيل، راز آن را از يكى از گوسفندان خود بخواه كه به قدرت خدا پاسخ خواهد داد.
وقتى اسماعيل از گوسفندى جويا شد، آن حيوان با زبان فصيح پاسخ داد: به ما خبر دادهاند كه در اينجا فرزندت حسين تشنهكام كشته خواهد شد، ازاين رو از اين نهر (احتمالاً نهر معروف علقمه باشد) آب نمىخوريم؛ «بلغنا أنّ ولدك الحسين عليه السلام سبط محمد يقتل هنا عطشاناً فنحن لا نشرب من هذه المشرعة حزناً عليه». 1 در اين هنگام اسماعيل از نام قاتل او جويا شد، آن گوسفند به قدرت الهى پاسخ داد: «يقتله لعين أهل السماوات و الأرضين و الخلائق أجمعين» . اسماعيل عرضه داشت: «أللّهُمَّ الْعَنْ قاتِلَ الحُسين عليه السلام » ؛ «خدايا! قاتل حسين عليه السلام را لعنت كن».
حضرت موسىٰ كليم در كربلا
حضرت موسى عليه السلام با (وصى خود)، يوشع بن نون از كربلا عبور مىكرد، كفشش پاره شده و بندش گسست و خار در پاهايش خليد و خون جارى شد. موسى عرض كرد:
خدايا! چه گناهى از من سرزد؟ ؛ «إلهي أيُّ شيءٍ حدث منّي» ؛ از آسمان ندا رسيد:
«أنّ هنا يقتل الحسين و هنا يسفك دمه فسال دمك موافقة لدمه» ؛ «اين جا حسين كشته و خونش ريخته مىشود و از اين رو خون تو هم بر زمين ريخت.»
موسى عليه السلام پرسيد قاتل او كيست؟ ندا رسيد: «قاتل او يزيد لعين است كه در ميان موجودات مختلف هستى، مورد لعن است».
حضرت سليمان عليه السلام در كربلا
سليمان با بساط خود از هوا حركت مىكرد، وقتى به منطقه كربلا رسيد وضعيتى