317
تاريخ بر سر دو راهى:
در دوران معاويه چيزى از حيات راستين عدالت باقى نمانده بود و اگر نيمفروغى در چراغ كهنۀ آن به چشم مىخورد، توسط يزيد كاملاً خاموش شد. با نگاهى گذرا به دوران معاويه، جلوههاى عجيب مرگ عدالت، در برابر ديدگان آدمى به نمايش در مىآيد. سيد الشهدا عليه السلام در سر دو راهى حساس تاريخ قرار گرفته بود و پيرو آن، تاريخ اسلام بر سر دو راهى واقع شده بود. امام عليه السلام اگر به عافيت طلبى رضايت مىداد، بايد مرگ اسلام را شاهد مىشد و اگر قيام مىكرد بايد مرگ خود و ياران و همۀ حق جويان را به چشم خود مىديد. بالأخره تاريخ اسلام بر سر دو راهى حساسى واقع شده بود كه تصميمگيرى لازم را دشوار مىنمود و تنها امام عليه السلام بود كه بهترين گزينه را برگزيد و شمعگونه با سوختن و ذوب شدن خويش به نجات اسلام همّت گمارد.
پرسش 5 : چرا امام مجتبى عليه السلام با معاويه صلح كرد و آثار مهم آن چه بود؟
پاسخ : پيش از آنكه علل صلح تحميلى امام مجتبى عليه السلام را بررسى كنيم، نظرى به زندگى سياسى مردم دوران معاويه مىاندازيم كه دو مسأله در آن دوره بسيار چشمگير بود و آنها عبارت بودند از:
1 - هجوم به سوى على عليه السلام جهت بيعت با آن حضرت (پس از عثمان)
2 - پراكنده شدن و فرار از خط حق و جمع شدن در كنار پرچم معاويه.
قابل توجه است كه امام اميرمؤمنان عليه السلام بيعت با مردم را جز در ملأ عام و نيز به دور از هرگونه مخالفتها و مخالفخوانىها نپذيرفت.
چنانكه ابن ابىالحديد در شرح نهج البلاغه مىنويسد: ممكن است گفته شود:
امام عليه السلام فرموده بود: اگر يك نفر هم مخالفت كند، من بيعت با شما را نمىپذيرم، در حالى كه عملاً جمعى از مردم با آن حضرت بيعت نكردند پس چگونه شد كه پذيرفت؟ در پاسخ به چنين اشكالى گفته مىشود: مقصود امام عليه السلام اين بود كه اگر اختلاف در ميان شما راجع به من پيش از بيعت مشاهده شود، من حاضر به قبول مسؤوليت نيستم و پس از