312مىپرداخت؛ از جمله در تأويل و تفسير سخن معروف پيامبر صلى الله عليه و آله در بارۀ عمار بن ياسر 1گفت: «قاتل عمار كسى است كه او را به جنگ فراخواند» ولى حضرت على عليه السلام در جوابش فرمودند: «بنابراين قاتل حمزۀ سيدالشهدا نيز شخص پيامبر است!»
معاويه به دست و پا افتاد و گفت: كلمۀ «باغيه» در كلام پيامبر به معناى دعوتكننده است نه طغيانگر؛ و ماييم كه مردم را به خونخواهى عثمان دعوت مىكنيم.» در برابر اين تحريف نيز امام على عليه السلام گفتند: «كه قاتلان عمار كسانى هستند كه وى را، به دوزخ فرامىخوانند، ولى او آنان را به بهشت». 2
جرجى زيدان نيز معاويه را يكى از «بازيگران و سياستمدارانبزرگ دنيا» مىنامد» 3او با تردستى ويژهاى به مبارزه با اهلبيت مىپرداخت، بهگونهاى كه مبارزۀ خونين تلقّى نمىشد !
معاويه در مدينه به ابنعباس گفت: «به همۀ عمال خود نوشتهام تا از بيان مناقب آل على خوددارى كنند و از تو نيز همين را خواستارم» ابنعباس گفت: «ما را از قرائت قرآن و تفسير آن نهى مىكنى؟!» معاويه گفت: «قرآن بخوان ولى از تفسير آن خوددارى كن و يا از قول كسانى كه برخلاف اهلبيت تفسير مىكنند بگو» ابن عباس گفت: «قرآن در خانه پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده و اهلبيت او بهتر از آن آگاهى دارند؛ تو مىگويى تفسير آن را از آل سفيان بپرسم؟» معاويه ساكت شد و به عمال خود نوشت: «از همۀ كسانى كه از فضايل اهلبيت مىگويند بيزارم... هر يك از دوستان عثمان يك فضيلت و منقبت براى او نقل كند او را مقرب بداريد و هركس به دوستى على تظاهر كند نام او را از ديوان بيتالمال محو كنيد». 4