300پس از چندى، فرزند ارشد او يزيد، از سوى خليفۀ اوّل، فرماندار شام شد. پس از يزيد پسر ديگرش - معاويه - آن سمت را عهدهدار گرديد و نيز در تاريخ آمده است:
آنگاه كه نوبت خلافت عثمان رسيد، ابوسفيان بهطور رسمى از آنچه در نهاد خود داشت پرده برداشت و گفت: «تلقّفوها تلقّف الكرة، ألا والَّذي يحلفبه أبوسفيان لاجنّة ولانار» 1
«با خلافت همانند توپ (گرد) برخورد كنيد و آن را به يكديگر پاس دهيد و سوگند به آنچه ابوسفيان به آن قسم مىخورد از بهشت و جهنم خبرى نيست.»
ج - دشنامها و تبليغات مسموم
پس از رحلت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بنىاميه اهانتها، دشنامها و تبليغهاى مسموم خود را بهطور مستقيم عليه پيامبر صلى الله عليه و آله صورت ندادند؛ ولى بهسوى كسى نشانه رفتند كه حذف او حذف پيامبر صلى الله عليه و آله تلقى مىشد؛ و بر اين اساس سبّ و دشنام اميرمؤمنان عليه السلام را آغاز كردند.
ابنعباس مىگويد: «إِنَّهُمْ يُرِيدُونَ بِسَبِّ عَلِيّ سَبّ رَسُولِ اللّٰه» ؛ «آنان با فحاشى به على عليه السلام ، فحش به پيامبر صلى الله عليه و آله را در سر دارند.» 2
د - انتصاب تبعيدىهاى پيامبر صلى الله عليه و آله بر مصدر كارها
1 - پيامبر صلى الله عليه و آله ، مروان حكم را به طائف تبعيد كرده بود. پدر او كه پيامبر صلى الله عليه و آله را مسخره مىكرد و جاسوس مشركين بود، مورد نفرين پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفت و مطرود شد 3