298او همواره در پى فرصت بود تا انتقام بگيرد و بر اين سياست بود كه بعد از ارتحال پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هويت و باطن خود را بيشتر آشگار ساخت و در ميدانهاى مختلف به فعاليت پرداخت.
فعاليتهاى ابوسفيان گونههاى مختلف داشت؛ از جمله:
الف - مخالفتها
آنگاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله رحلت كردند؛ ابوسفيان در نخستين فرصت، مخالفخوانىهاى خويش را آغاز كرد. او در مكه مردم را به ارتجاع و بازگشت به نظام جاهليت دعوت كرد، به اين خاطر «سهيل بن عمرو» بر او آشفت و در خطبهاى به مردم اينچنين گفت:
«من مىدانم كه اين دين، مانند آفتاب به مشرق و مغرب عالم تابيده و جهانگير خواهد شد و ابوسفيان شما را فريب ندهد و او نيز بدانچه كه من آگاهى دارم آگاه است؛ ليكن سينۀ او از كينۀ بنىهاشم سنگين است». 1
همچنين در كنار كعبه بانگ برآورد و گفت: «يٰا أَهْلَ مَكَّةَ، لاٰ تَكُونُوا آخِرَ مَنْ أَسْلَمَ وَ أوَّلَ مَنْ ارْتَدَّ، وَ اللّٰهِ لَيُبَيِّنُ اللّٰهُ هٰذٰا اْلأَمْرَ كَمٰا ذَكَر رَسُولُ اللّٰه صلى الله عليه و آله ...». 2
ب - فتنهانگيزى
ابوسفيان سراسيمه از مكه وارد مدينه شد. هنگامى كه مشاهده كرد هريك از مهاجر و انصار فرياد «مِنّٰا أَميرٌ وَ مِنْكُمْ أَمِيرٌ» را سردادهاند؛ منافقانه، بهمنظور شعلهور ساختن آتشِ اختلاف و درگيرى، نزد اميرمؤمنان عليه السلام رفت و فريبكارانه اظهار داشت:
«...لَو شِئْتَ مَلَأتُهٰا لَكَ خَيلاً وَ رِجلاً» ؛ «دست خود را به پيش بياور تا با تو بيعت كنم و اگر