295الف : ايجاد انحراف در سطح رهبرى جامعه است و امام حسين عليه السلام با يزيد بيعت نمىكند تا هشدارى براى مردم باشد و همگان بدانند حكومت يزيد نامشروع است.
ب : ظهور فردى مثل يزيد در رأس رهبرى و حكومت بر جامعه، مايۀ تضعيف اسلام و زمينۀ بروز مرگ و نابودى دين در زندگى مردم است.
ج : نه تنها يزيد و افرادى مانند او، بلكه خاندان ابو سفيان بهطور كلّى، حق ورود در حوزۀ رهبرى جامعۀ اسلامى را ندارند؛ چراكه بنيانگذار اسلام (پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ) ورود آنان در اين حوزه را تحريم نمود.
با توجّه به نكات پيشگفته، روشن مىشود كه فلسفۀ قيام آن حضرت در راستاى پيشگيرى از يك منكَر بزرگ صورت گرفت؛ منكرى كه مىرفت تا زمينۀ اضمحلال دين را فراهم آورد و در چنين وضعيتى بر امام لازم است كه به عناوين مختلف، حتّى با فداكردن جان خود و يارانش، به مبارزه با آن همّت گمارد. البته همين مسأله را در وصيتنامۀ مكتوب آن حضرت كه به محمّد حنفيه برادر و وصىّ و نمايندۀ خود تسليم نمود، مىتوان ديد.
متن وصيتنامه امام حسين عليه السلام
«بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ، هذا ما أوصى به الحسين بن عليّ بن أبيطالب إلى أخيه محمّد المعروف بابن الحنفيّة أنّ:
- الحسين يشهد أن لا إله إلّااللّٰه وحده لا شريك له.
- و أنّ محمّداً عبده ورسوله، جاء بالحقّ من عند الحقّ.
- و أنّ الجنّة و النار حقّ.
- وَ أَنَّ السّٰاعَةَ آتِيَةٌ لاٰ رَيْبَ فِيهٰا .
- وَ أَنَّ اللّٰهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ .
- و أنّي لم أخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و إنّما خرجتُ لِطلب الإصلاح في أمّة جدّي صلى الله عليه و آله ، أُريد أن آمُرَ بالمعروفِ و أنهىٰ عن المنكر، و أسيرُ