2923 - در مجلس عبيداللّٰه، هنگامى كه ابن زياد تصميم گرفت امام سجاد عليه السلام را به قتل برساند، زينب از جاى برخاست و دست خود را به گردن امام انداخت و خطاب به عبيداللّٰه گفت: اى پسر زياد، خونريزى بس است. آيا غير از اين يك تن، كسى را براى ما باقى گذاشتهايد؟ «اگر خواستى او را بكشى، پس مرا هم با او به قتل برسان.» 1
ابن زياد گفت: من از عشق و محبت زينب به او (امام سجاد) تعجب مىكنم و اگر به قتل او اقدام مىكردم بايد زينب را نيز مىكشتم . 2
وصىّ برادر
بى شك سيد الشهدا، امام سجاد را وصى خود قرار داد؛ زيرا وصىّ امام معصوم بايد امام معصوم باشد، ولى براى انحراف افكار دشمن از حضرت سجاد عليه السلام و براى اينكه جان وى حفظ شود، وصيتهايش را به حضرت زينب گفت:
«إِنَّهُ أَوْصىٰ إِلىٰ اخْتِهِ زَيْنَب بِنْت عَلِيّ، سِتْراً عَلىٰ عَلِيّ بْنِ الْحُسَين وَ تَقِيَّةً وَ اتِّقٰاءً عَلَيهِ». 3
«او به خواهرش زينب وصيت كرد تا جان امام سجاد از سوى دشمنان در معرض خطر قرار نگيرد.»
* * *