230
شَرٌّ مَكٰاناً وَأَضْعَفُ جُنْداً، وَلَئِنْ جَرَتْ عَلَيَّ الدَّواهي مُخٰاطَبَتَكَ إِنّٖي لَأَسْتَصْغِرُ قَدْرَكَ، وَأَسْتَعْظِمُ تَقْريعَكَ، وَأَسْتَكْثِرُ تَوْبيخَكَ، لٰكِنَّ الْعُيُونَ عَبْرىٰ، وَالصُّدُورَ حَرّىٰ.
أَلٰا فَالْعَجَبُ كُلُّ الْعَجَبِ لِقَتْلِ حِزْبِ اللّٰهِ النُّجَبٰاءِ، بِحِزْبِ الشَّيْطٰانِ الطُّلَقٰاءِ، فَهٰذِهِ الْأَيْدى تَنْطُفُ مِنْ دِمَائِنٰا، وَالْأَفْوٰاهُ تَتَحَلَّبُ مِنْ لُحُومِنٰا، وَتِلْكَ الْجُثَثُ الطَّوٰاهِرُ الزَّوٰاكي تَتَنٰاهَبُهٰا الْعَوٰاسِلُ وَتُعَفِرُّهٰا أُمَّهٰاتُ الْفَرٰاعِلِ،
در آيندهاى نه چندان دور، آنكه فريبت داد و بردوش مردم سوارت كرد، خواهد فهميد كه ستمكاران را بد نصيبى است و خواهد فهميد كه كداميك از شما جايگاهش بدتر و سپاهش ناتوانتر است. گر چه پيش آمدهاى ناگوارِ روزگار، مرا به سخن گفتن با تو واداشت، ليكن در عين حال، ارزش تو در نظر من ناچيز و سرزنشت بزرگ، و ملامتت بيشمار است.
چه كنم كه چشمها پر از اشك است و سينهها سوزان. بدان، بسى مايۀ شگفتى است و بسيار شگفتآور است كه انسانهاى پاك و حزب خدا در جنگ با احزاب شيطان كه بردگان آزاد شده بودند، كشته مىشوند و خون ما از سر پنجههاى شما مىريزد و گوشتهايمان از دهنهاى شما بيرون مىافتد و اين پيكرهاى پاك، پيوسته خوراك گرگهاى درّنده شما گشته و در زير چنگال بچه كفتارها به خاك آلوده شده است.
وَلَئِنِ إِتَّخَذْتَنٰا مَغْنَماً؛ لَتَجِدُنٰا وَشيكَاً مَغْرَماً حِيْنَ لٰاتَجِدُ إِلاّٰ مٰا قَدَّمَتْ يَدٰاكَ وَمٰا رَبُّكَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبيدِ 1 فَإِلَى اللّٰهِ الْمُشْتَكىٰ وَعَلَيْهِ الْمُعَوَّلُ.
فَكِدْ كَيْدَكَ، وَاسْعَ سَعْيَكَ، وَنٰاصِبْ جُهْدَكَ، فَوَاللّٰهِ لٰاتَمْحُو ذِكْرَنٰا، وَلٰا تُميتُ وَحْيَنٰا، وَلٰا تُدْرِكُ أَمَدَنٰا، وَلٰا تَرْحَضُ عَنْكَ عٰارَهٰا، وَهَلْ رَأْيُكَ إِلاّٰ فَنَداً، وَأَيَّامُكَ إِلاّٰ عَدَدٌ، وَجَمْعُكَ إِلاّٰ بَدَدٌ، يَوْمَ يُنٰادِي الْمُنٰادِي: أَلٰا لَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى الظّٰالِمينَ، فَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذي خَتَمَ لِأَوَّلِنٰا بِالسَّعٰادَةِ وَالْمَغْفِرَةِ، وَلآخِرِنٰا بِالشَّهٰادَةِ وَالرَّحْمَةِ،