231
وَنَسْأَلُ اللّٰهَ أَنْ يُكْمِلَ لَهُمُ الثَّوٰابَ، وَيُوجِبُ لَهُمُ الْمَزيدَ، وَيُحْسِنُ عَلَيْنَا الْخِلٰافَةَ، إِنَّهُ رَحيمٌ وَدُودٌ، وَحَسْبُنَا اللّٰهُ وَنِعْمَ الْوَكيلُ». 1
اگر امروز ما را براى خود غنيمتى مىدانى، به همين زودى خواهى ديد كه مايۀ زيانت بودهايم! و آن، هنگامى است كه هر چه از پيش فرستادهاى، آن را خواهى ديد و پروردگار تو بر بندگان ستم نمىكند. شكايت نزد خدا برم و به او توكّل كنم.
هر نيرنگى كه مىخواهى بهكارگير و هر اقدامى كه توانى بكن و هر كوشش كه دارى دريغ مدار، سوگند به خدا كه نه نام ما را محو توانى كرد، و نه قدرت آن دارى كه نور وحى را خاموش كنى و به غايت ما نخواهى رسيد و ننگ اين ستم را نتوانى زدود. رأى تو سست است و شمارۀ ايّام دولتت اندك و جمعيّتت پراكنده شوند. آن روز منادى فرياد زند: «آگاه باشيد، لعنت خدا بر گروه ستمگر باد!» حمد و سپاس خداوندى را كه اوّلِ ما را به سعادت و مغفرت ختم كرد و آخر ما را به شهادت و رحمت فائز گردانيد. از درگاهش مىخواهيم كه پاداش آنها (شهدا) را كامل كند و بر آن بيفزايد و ما را بازماندگان نيك آنها گرداند كه او مهربان و پر مهر است، و خداوند ما را بس است و وكيل نيكويى است.» 2
آرى، زينب عليها السلام در مجلس شام بر يزيد برآشفت و در ضمن بيان شورانگيز خود از ماهيت زشت خاندان بنى اميه پرده برداشت و با گفتن «يَابْنَالطُّلَقٰاء» 3 بهتحقيرآنان پرداخت.
اين عتاب و خطاب را زينب از بيان پدرش على عليه السلام الهام گرفته بود كه در نامهاى به معاويه نوشت: «وَ مَا لِلطُّلَقَاءِ وَ أَبْنَاءِ الطُّلَقَاءِ» 4 و اين هر دو از سخن پيامبر صلى الله عليه و آله در فتح مكه حكايت دارد كه آن حضرت به اهل مكه خطاب كرد و فرمود: «إذْهَبُوا أنْتُمُ الطُّلَقٰاءِ» . 5