216زينب عليها السلام ، پس از عاشورا و در وضعيت بسيار اسفبار اسارت، در حالى كه به نوشتۀ ابن اثير در «الكامل»، كهنهترين و بىارزشترين لباسهايش را برتن داشت 1، با ابّهت و شوكت ويژه، بسان فاتح پيروزمندى كه از جنگى طاقتفرسا فاتحانه بازگشته باشد، وارد دارالإمارۀ كوفه و جلسۀ عبيداللّٰه شد. نوشتهاند كه او بهگونهاى ناشناس وارد شد. 2 او چنان بىاعتنا به مجلس گام نهاد كه عبيداللّٰه احساس حقارت كرد وبا خشم پرسيد: «مَنْ هذِهِ المتكبّرة؟»؛ «اين زن متكبر كيست؟» يكى از نديمان پاسخ داد: «هٰذِهِ زَيْنَبُ بِنْتُ فٰاطِمَة». 3