191خود را براى اسارت آماده كنند). همچنين در آخرين لحظات، امام به عنوان وداع، در كنار خيمهها ايستاد و بانگ برآورد:
«يٰا سُكَينة، يٰا فٰاطِمَة، يٰا زَينَب، يٰا امُّكُلثوم، عَلَيكُنَّ مِنِّي السَّلام».
سكينه عليها السلام پرسيد:
«يا أبَةَ اسْتَسْلَمْتَ لِلْمَوْت؟»؛
«پدرم! تسليم مرگ شدهاى؟»
امام عليه السلام پاسخ دادند:
«كَيْفَ لاٰ يَسْتَسْلِمُ لِلْمَوْتِ مَنْ لا ناصِرَ لَهُ وَ لاٰ مُعِين»؛
«چگونه تسليم مرگ نشود كسى كه يار و ياورى ندارد؟»
سكينه عليها السلام گفت: «پدر جان! پس ما را به مدينۀ جدّمان بازگردان»؛ (رُدَّنا إلىٰ حَرَم جَدِّنا).
امام عليه السلام فرمود:
«لَوْ تُرِكَ القَطٰا لَنٰامَ»؛
«اگر مرغ قطا را بهحال خود گذارند آرام مىگيرد و مىخوابد.» 1
آنگاه امام عليه السلام ، سكينه را به آغوش كشيد و فرمود:
لا تَحْرِقِي قَلْبِي بِدَمْعِكِ حَسْرَةً
«با اشك حسرتبارِ خود، دلم را آتش مزن و تا زندهام چنين نكن.