135كوفه و زندانى شدن مختار و هانى و همچنين انتشار خبر آمدن لشكرى انبوه از شام، اطراف او را خلوت كردند.
مسلم در نيمۀ رمضان سال 60ه . از مكه با همراهى قيس بن مسهّر صيداوى عازم مدينه و از آنجا در پنجم شوال وارد كوفه شد (20 روز در راه بود) و پس از 63 روز توقف در كوفه، در نهم ذيحجه، روز عرفۀ همان سال به شهادت رسيد.
* * *
در حديثى آمده است كه على عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: «آيا عقيل را دوست مىدارى؟ پيامبر فرمودند: آرى، به خدا قسم من او را به دو جهت دوست دارم؛ يكى به خاطر آنكه خود او مورد محبّت من است و ديگر به خاطر آنكه او محبوب ابوطالب بود و از آنجا كه من ابوطالب را دوست دارم، فرد مورد علاقۀ او را نيز دوست مىدارم. (و افزود:) او داراى فرزندانى است كه در ركاب پسرت (حسين) كشته مىشوند و چشمهاى مؤمنان برايشان داغدار مىشود و ديدگان فرشتگان مقرب نيز بر ايشان اشك مىريزند؛ پس رسول خدا صلى الله عليه و آله گريست بهگونهاى كه اشكهاى او بر سينهاش چكيد و سپس فرمود:
از آنچه كه بر سرِ عترت من مىآورند به خدا شكايت مىبرم». 1
* * *
ابن ابىالحديد مىنويسد: عقيل مورد محبّت شديد ابوطالب بود. او با همراهى عمويش عباس به اجبارِ مشركان، در جنگ بدر بر ضدّ پيامبرخدا صلى الله عليه و آله شركت جستند و پس از اسارت، با دادن فديه آزاد گرديدند. او پيش از صلح حديبيه بهطور رسمى اسلام آورد وبه مدينه هجرت كردودر جنگمؤته به فرماندهى جعفر بن ابى طالب حضور يافت.
عقيل، در روايات اهل سنت
جابربن عبداللّٰه انصارى مىگويد: هنگامىكه عقيل به محضر پيامبرخدا صلى الله عليه و آله آمد،