136پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به وى فرمود: «مَرْحباً بِكَ يٰا أَبٰا يَزِيد! كَيْفَ أصْبَحْتَ؟»؛ «آفرين برتو اى ابو يزيد، چگونه شب را صبح كردى؟!» عقيل پاسخ داد: «أصْبَحْتُ بِخَيرٍ صَبَّحَكَ اللّٰهُ يٰا أَبٰا الْقٰاسِمْ» ؛ «به خير و نيكى شب را به صبح آوردم. خداوند صبح تو را به خير گرداند، اى ابو القاسم.» 1
جابر همچنين مىگويد: عقيل در جنگ مؤته، به نفع اسلام جنگيد. عبدالرحمانبن سابط گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله هميشه به عقيل مىفرمود: من تو را به دو جهت دوست مىدارم؛ يكى به خاطر خودت و ديگر به خاطر ابوطالب كه تو را دوست مىداشت». 2
عقيل در سال 50 ه . در سن 96 سالگى از دنيا رفت و در بقيع به خاك سپرده شد. او چون نابينا بود، در هيچ يك از جنگهاى صفّين، نهروان و جمل حضور نداشت. البته ايشان با پسران خود مهيّاى نبرد در ركاب حضرت على عليه السلام بودند كه امام او را از شركت در جنگ معاف كردند. 3
شجرۀ طيّبۀ مسلم بن عقيل
همانگونه كه اشاره شد، مسلم پسر عقيل و عقيل پسر ابوطالب است. در تاريخ آمده است كه چند تن از پسران عقيل با دختران اميرالمؤمنين، على عليه السلام ازدواج كردند؛ امّحبيبه بنت ربيعه، يكى از همسران على عليه السلام بود. عمرالأطراف و رقيه، فرزندان امير مؤمنان عليه السلام ، از اين همسر بودهاند. رقيه همسر مسلمبن عقيل شد؛ چنانكه دختر ديگر اميرالمؤمنين عليه السلام زينب صغرى همسر برادر مسلم، عبدالرحمانبن عقيل بود. پيشتر گفتيم كه عبدالرحمان در كربلا به شهادت رسيد.
همچنين امّهانى خواهر ديگر رقيه، با عبداللّٰه بن عقيل ازدواج كرد.
عبداللّٰه اكبر فرزند ديگر عقيل خديجه دختر على عليه السلام را به همسرى برگزيد. 4