82گذارد. صحنهاى تكاندهنده به وجود آمد كه دنيا را در برابر قدرت ايمان و نيروى محبت به خدا، به اعجاب و تحيّر واداشت.
در جلالت و عظمت اين دو روح موحّد مخلص، همين بس كه خدا اسلام و اخلاصشان را بستايد و توحيدشان را تصديق كند:
وَ نٰادَيْنٰاهُ أَنْ يٰا إِبْرٰاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيٰا 1
و از جانب خود، فدا براى اسماعيل عنايت فرمايد:
وَ فَدَيْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ 2
و شهادت به دشوارى امتحان نيز بدهد كه:
إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْبَلاٰءُ الْمُبِينُ 3.
آرى، به حقيقت كه اين، حقيقت تسليم و لبّ عبوديّت است. توحيد خالص و عارى از همهگونه شرك در عبادت است. نه عقل، در اين كار شريك است و نه نفس، دخيل. خالصاً لوجه اللّٰه الكريم:
إِذْ جٰاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ 4.
خدا هم براى تشكّر از اين تسليم، فرمود:
سَلاٰمٌ عَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ ...
إِنَّهُ مِنْ عِبٰادِنَا الْمُؤْمِنِينَ 5.
وقتى هدف كه بروز روح خدادوستى آن دو بندۀ بااخلاص خدا بود، حاصل شد، گوسفندى به عنوان فداء و قربانى اسماعيل از طرف خدا آمد و به جاى او ذبح شد.
اسماعيل كه با بدنى زنده و سالم از روى زمين برخاست، ملقّب به لقب افتخارآميز