79البتّه، بديهى است كه در اين صورت، كسى شكّ و ترديد در امر حج به دل راه نمىداد و شيطان، حاجت به وسوسه و تشكيك پيدا نمىكرد، تا با مجاهدۀ شديد مردم باايمان، روبرو گردد و محتاج به كشتى گرفتن با مؤمنان بشود؛ چون با آن شرايط، همه با شوق و اشتياق فراوان، در لفّافۀ عنوان حجّ و زيارت، عازم خانۀ خدا مىشدند؛ اما در واقع بندۀ شيطان بودند.
در آن هنگام، موضوع آزمايش و امتحان، به كلى منتفى مىشد و اساساً زمينهاى براى بروز كفر و ايمان و اخلاص و ريا، باقى نمىماند. به فرمودۀ امام اميرالمؤمنين عليه السلام (قسمت سابق همين خطبه):
«فكانت النيات مشتركة و الحسنات مقتسمة ».
«نيتها، مشترك (بين خدا و هوا) مىشد و عبادتها (بين دنيا و آخرت) تقسيم مىگرديد (يعنى خداپرست و هواپرست، آخرتخواه و دنياطلب، به هم مشتبه مىشدند).»
«و لكن الله يختبر عباده بأنواع الشدائد و يتعبدهم بأنواع المجاهد و يبتليهم بضروب المكاره إخراجا للتكبر من قلوبهم و إسكانا للتذلل في نفوسهم و ليجعل ذلك أبوابا فتحا إلى فضله و أسبابا ذللا لعفوه ». 1
«اما خداوند، با انواع شدايد و سختىها (كه در باب حج، مقرّر فرموده) بندگان خودرا در معرض آزمايش درآورده، و آنان را با كوششهاى گوناگون، به عبادت خود واداشته، و به انجام اعمال مختلفى كه پسنديدۀ طبع انسان نيست، موظف فرموده است، تا رذيلۀ كبر و طغيان و گردنكشى، از دلهاى بندگان خارجشود و روح تذلّل و عبوديّت، در نفوسشان جايگزينگردد.»
اينجاست كه صحنۀ لغزندۀ امتحان، پيش مىآيد و شيطان اغواگر، به وسوسه مىپردازد و دستور حج را، يك دستور ارتجاعى عارى از حكمت و فايدۀ عقلانى نشان مىدهد و افكار و عقول را، مضطرب مىكند و ميدان نبرد با شك و ترديد و مجاهده با ابليس، به وجود مىآيد.
در اين ميدان است كه قهرمانان تسليم و اخلاص، از شكّاكان و منافقان شناخته