48نرفتن مردم به زيارت كعبه، زيانى به خدا نمىزند، چرا كه خدا احتياج به كسى ندارد، بلكه اين، خسران و زيان فوقالعاده بزرگ و هلاكتبارى است كه دامن مردم را مىگيرد و محروم از سعادتشان مىسازد.
گر جملۀ كائنات كافر گردند
بر دامن كبرياش ننشيند گرد
كفر تارك حج به چه معنى است؟
بايد دانسته شود كه كفر، در قرآن كريم و روايات، اقسام يا مراتب مختلف دارد.
يك قسم يا يك مرتبهاش كفر به فروع است كه به معنى ترك واجبات و ارتكاب محرّمات است.
اين قسم از كفر موجب خلود در جهنّم نيست، مگر اينكه كاشف از بىاعتقادى نسبت به اصلى از اصول عقايد شود كه در اين صورت، كفر، به معنى الحاد و جُحود خواهد بود و مستوجب خلود در جهنّم خواهد شد.
در «وافى» نقل مىكند كه راوى، از امام كاظم عليه السلام ، دربارۀ كفر تارك حج سؤال كرد.
«قال : قلت : فمن لم يحج منا فقد كفر؟ قال : لا و لكن من قال ليس هذا هكذا فقد كفر». 1
«مىگويد: گفتم: پس (بنا بر فرمودۀ خدا و من كفر فانّ اللّٰه غنىّ عن العالمين) اگر كسى از ما، حج نرود كافر شده است؟ فرمود: نه؛ ولكن كسى كه بگويد اين، چنين نيست (يعنى بگويد حج واجب نيست و منكر وجوبش بشود)، كافر شده است.»
فيض، رحمة اللّٰه عليه، در بيان روايت مىفرمايد: «إنّما لم يكفر تارك الحجّ لأن ّ الكفر راجع إلى الاعتقاد دون العمل فقوله تعالى و من كفر، أيومن لم يعتقد فرضه أو لم يبال بتركه فإن ّ عدم المبالاة يرجع إلى عدم الاعتقاد»:
اين كه تارك حج، كافر (به معنى معهود) نيست، براى اين است كه كفر (به معنى انكار و الحاد) دربارۀ اعتقاد است نه عمل. پس فرمودۀ خداى تعالى: ومن كفر، يعنى