259حاجى شدهايم كه سوار بر مركب رهوارى شده و دل، از خانه و زندگى كنده و صحراهاى پرمحنت و گردنههاى صعبالعبور حجاز را پيموده و وارد حرم گشته است و حال، بايد شروع به اعمال كند.
بعد از تصفيۀ آيينۀ دل، بايد شروع به تحصيل علم و معرفتاللّٰه كنيم و بكوشيم از طريق تعلّم و آموختن احكام دين و معارف الهى و انجام وظايف و اعمال عبادى - كه قوىترين عامل ازدياد نور بصيرت و بينايى قلب است 1 - روز به روز و ساعت به ساعت، بر شدّت نور معرفت خود نسبت به خدا و معاد بيفزاييم و لحظهاى از «طواف» بر گرد «كعبۀ» مقصود كه خداست، غافل نگرديم و آنى از «سعى» در اين وادى «صفا» غفلت نكنيم و هميشه در حال «وقوف در عرفات» باشيم و دم به دم از ديدن آثار حكمت و قدرت حق، «عَمِيَتْ عَيْنٌ لاٰ تَراكَ»، كور است چشمى كه تو را نبيند، بگوييم.
در همه حال، مشغول مبارزه با شيطان و «رمى جمرات» باشيم، كه شيطان هميشه در كمين ماست و به انواع حيلهها و تزويرها مىكوشد تا هوسهاى نفسانى را در نظر ما، زيبا و دلربا جلوه دهد و ما را بفريبد.
ولذا شديداً بايد مراقب خود باشيم كه هرگز دست ما، خالى از «سنگريزههاى يقين و ايمان» نباشد تا اين كه هر دم، شيطان پليد خواست از اين «بيابان مناى» جان ما، سر برآورد و وسوسهاى برانگيزد، فوراً سنگ بر مغزش بكوبيم و علىرغم او «گوسفند هواى نفس» را بر زمين بخوابانيم و كارد به حلقومش بگذاريم و ذبحش كنيم كه:
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ مٰا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ . 2
دائماً در حال «حلق» و سرتراشى باشيم و نگذاريم انبوه رذايل اخلاقى بار دگر در مغز و قلب ما متراكم شود. تا خواست «مويى» از كبر و حرص و بخل و حسد، ريا و نفاق و خودخواهى، در مغز و جان ما برويد، فوراً با «تيغ» ايمان و معرفت، محو و نابودش كنيم.