257از شدّت شور و اشتياق فراوان، به سمت «خانۀ» معبود مهربان دويده و پروانهوار، بر گرد بيت محرّم او «جلّ جلاله»، به گردش درآمدهاند و سرانجام، با استلام حجرالاسود «محبّت او»، دست به دست خدا داده و به عالىترين لذّات عالم هستى، نايل شدهاند.
«طوبى لهم ثم طوبى لهم . هنيئا لا رباب النعيم نعيمهم . لمثل هذا فليعمل العاملون . 1
وَ فِي ذٰلِكَ فَلْيَتَنٰافَسِ الْمُتَنٰافِسُونَ.» 2
عدّهاى هم، «مناسك حجّ» خود را به آخر رسانيده و مراحل عمر را پايان دادهاند و به حال سكرات مرگ افتادهاند. مانند كسانى كه در حال سعى بين صفا و مروهاند و نفسشان به شماره افتاده و با حال تحيّر و سرگردانى در رفتوآمدند تا ببينند نامۀ مقبوليّت «حج» به دستشان مىدهند يا اخطار مردوديّت دربارهشان صادر مىكنند.
دستهاى هم، از تمام مراحل، گذشتهاند و به «مَبيت در منىٰ» و خوابگاه برزخى رسيده و زير خروارها خاك و سنگ آرميدهاند و كاروان ديگرى در خيمه و خرگاه آنان، مسكن گزيده و به اعمال حجّ خود پرداختهاند.
6- وظيفۀ انسان، در سير به سوى خدا
كسى كه عازم سفر حجّ است، سه كار مهمّ و اساسى بايد به ترتيب، انجام دهد تا به مقصد برسد.
اوّل، تهيه و تأمين توشۀ راه، كه بىزاد و راحله و استطاعت، توانايى حج نخواهد داشت.
دوم، دل كندن از خانه و اهل و عيال و وطن، و سپس به راه افتادن و رو به كعبه و بيتاللّٰه حركت كردن؛ وگرنه، تنها با به دست آوردن زاد و راحله و آنگاه در خانه نشستن، كسى به كعبه نخواهد رسيد.