235
فرمود: «آيا وارد ميقات شدى و دو ركعت نماز (براى احرام) خواندى و لبّيك گفتى؟» عرض كرد: «آرى.»
امام فرمود: «موقع ورود به ميقات، آيا نيّتت اين بود كه به قصد زيارت، داخل ميقات مىشوى؟ (يعنى براى تحصيل شرايط زيارت بيت محرّم).»
گفت: «خير.» فرمود: «آيا دو ركعت نماز كه مىخواندى، در نيّت داشتى كه به سبب بهترين اعمال و بزرگترين حسنات بندگان كه نماز است، به خدا نزديك مىشوى؟»
گفت: «خير.»
فرمود: «آيا به هنگام گفتن لبّيك، اين نيّت در تو بود كه بر اساس تعهّد به طاعت در تمام موارد اطاعت و سكوت و خوددارى از همه گونه معصيت، با خدا سخن مىگويى و پيمان عبوديت همهجانبه با خدا مىبندى؟»
گفت: «نه.»
فرمود: «پس در اين صورت، نه داخل ميقات شدهاى و نه در حقيقت، نماز خواندهاى و نه لبّيك واقعى گفتهاى.»
«ثم قال عليه السلام له : أ دخلت الحرم و رأيت الكعبة و صليت ؟
قال : نعم .
قال عليه السلام : فحين دخلت الحرم نويت أنك حرمت على نفسك كل غيبة تستغيبها المسلمين من أهل ملة الإسلام ؟ قال : لا .
قال عليه السلام : فما دخلت الحرم و لا رأيت الكعبة و لا صليت ».
سپس امام عليه السلام فرمود: «آيا به حرم داخل شدى و كعبه را ديدى و نماز خواندى؟»
عرض كرد: «آرى.»
فرمود: «آيا داخل شدنت به حرم، به اين نيّت بود كه هر گونه غيبت و نسبت ناروا كه در غياب مسلمانان دربارۀ آنان روا مىداشتى، بعد از اين بر خود حرام كنى و با ورودت به حرم امن خدا، تمام اهل ملّت اسلام را مأمون از شرّ فكر و زبانت گردانيدى؟»
گفت: «نه.»
فرمود: «آيا وقتى به مكّه رسيدى، در دل گذراندى كه از اين سفر، جز خدا، مقصد و مطلوبى ندارم و چيزى نمىخواهم؟»