225و به زعم خود معتقدند كه زندگى همان است كه اينان دارند!
درست مصداق اين آيۀ شريفۀ قرآن بودند:
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمٰالاً، اَلَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً 1
«بگو آيا خبر بدهيم به شما كه زيانكارترين مردم كيانند؟ آنها كه سعى و فعّاليّتشان، در مسير زندگى به راه خطا افتاده و در ضلالت و گمراهى جلو مىروند و در عين حال چنين مىپندارند كه كار نيك انجام مىدهند و به راه صواب مىروند!»
ولذا، مردم عصر جاهلى بعد از انجام مراسم به قول خود «عبادى»! و وقوف در مشاعر عظيم الهى، همه، با همان جهالت فكرى و آلودگى روحى و اخلاقى كه آمده بودند بر مىگشتند. نه معرفتى كسب كرده بودند و نه رذيلتى را تبديل به فضيلت نموده بودند بلكه همان موجودات جاهل القلب فاسد الاخلاق قبيح الاعمال قبل از حج بودند كه بعد از حج به شهر و ديار خود مراجعت مىكردند.
به همين جهت قرآن كريم به منظور توجه دادن مردم جاهل غافل به وظيفۀ انسانى و ردع و زجر آنان از ادامۀ سنّت جاهلانۀ حيوانى، مىفرمايد:
فَإِذٰا قَضَيْتُمْ مَنٰاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ كَذِكْرِكُمْ آبٰاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً. 2
«بعد از اين كه از اعمال حج فارغ شديد، آنچنان به ياد خدا باشيد كه گويى به ياد پدرانتان هستيد و بلكه بيش از اين مقدار، خدا را ياد كنيد.»
يعنى اينقدر كه به ياد پدران خود هستيد و به آنها مىباليد و انتساب خود را به آنان، مايۀ افتخار و مباهات خود مىدانيد، آنها براى شما چه كردهاند و به شما چه دادهاند؟ جز اينكه مقدّمۀ وجود شما بودهاند و احياناً حقّ تربيتى نسبت به شما پيدا كردهاند و بالاخره ثروت و مكنتى از خود، بجا گذاشتهاند. اما فكر نمىكنيد كه تمام اينها، ريشه از من گرفته است و سرچشمۀ اين همه اسباب و مسبّبات و مقدّمات و نتايج و آبا و اجداد و اموال و