155روز عرفه و وقوف در عرفات به پايان رسيد و شب «عيد اضحى» داخل شد.
ميهمانان خدا، آمادۀ حركت و «افاضه» به سوى مشعرالحرامند. رجاى واثق آن كه نور معرفت خدا در اين وادى عرفان و شناسايى، بر دلهاى با صفا تابيده باشد و الطاف و عنايات خاصّ حضرت حق، شامل حال همگى شده باشد و عموماً با قلبى منوّر و روحى تائب و اندوختههاى معنوى فراوان از دامن «جَبَل الرَّحمة» بكوچيم تا شب عيد قربان را در مشعر بيتوته كنيم و كنار سفرۀ ديگر خدا بنشينيم.
البته مستحبّ است كه نماز مغرب و عشاى شب عيد، به تأخير بيفتد و در مشعرالحرام خوانده شود، ولى چون از نظر كثرت ازدحام و تراكم جمعيت در طول مسير و قهراً كندى حركت وسايل نقليّه، ترس دير رسيدن و فوت شدن نماز، در بين است، بدين جهت فعلاً برنامۀ كاروانهاى حج چنين است كه نماز مغرب و عشاى شب عيد را در عرفات مىخوانند و بعد از صرف شامى مختصر، حركت مىكنند.
در آن ساعت هم غوغاى عجيبى برپا مىشود. تاريكى اول شب و برچيدن خيمهها و همشكل بودن افراد و رفتوآمدهاى توأم با شتاب براى باربستن و سوار ماشين شدن، مشكلاتى توليد مىكند و خطراتى از لحاظ گمشدن و از كاروان بازماندن، براى بسيارى از مردان و زنان، پيش مىآورد.
بنابراين مراقبت شديد لازم است تا موجبات پريشان فكرى و دلنگرانى به وجود نيايد و حال دعا و فراغت قلبى براى مناجات با خدا در مشعرالحرام از دست نرود؛ مخصوصاً كه شيطان مطرود، در اين گونه مواقع حسّاس كه ساعات تحصيل سعادت ابدى براى آدميان است، بيش از هميشه مىكوشد كه انسان را به نحوى مشغولالقلب و پريشانخاطر كند. تا حال دعا و توجه به خدا از او سلب شود.
گاهى ديده شده است كه با كوچكترين بهانهاى، اشخاص به دليل بعضى امور جزئى بىارزش، به يكديگر پرخاش مىكنند، كه انسان عاقل متوجه بيدار، اصلاً وقت و فكر و زبان و نَفَس خود را گرانقدرتر از اين مىداند كه در آن ساعت بىنهايت عزيز، و در آن مكان فوق العاده شريف، دربارۀ اين امور ناچيز بينديشد و حرفى بزند و نَفَسى صرف كند.