107ديرين بشر و قبلۀ مسلمين دنيا را در بر دارد.
ما، از كوچهها و خيابانهاى اين شهر پرجمعيت و در عين حال توأم با وقار و آرامش و امنيت، مىگذريم و به مسجدالحرام نزديك مىشويم.
سيل جمعيت را مىبينيم كه به سوى آن مسجد باشكوه و جلال سرازيرند و مشتاقانه به سمت «كعبۀ مقصود» مىروند. فوجفوج، از دربهاى متعدد مسجد، كه به روى ميهمانهاى عزيز خدا باز است، وارد مىشوند. ما هم، با موج جمعيت وارد مىشويم و ناگهان چشمهاى پر اشتياقمان، به جمال «كعبه» مىافتد كه با يك دنيا جلال و جبروت، سر به آسمان كشيده و سايه بر بندگان خدا افكنده و دامن به دست آنها داده است و ميهمانهاى خدا را كه از راههاى دور، با تحمّل رنجهاى فراوان، به سويش آمدهاند، در آغوش گرفته است.
زُوّار و وافدين خدا نيز با عطشى عجيب و شورى غريب، گرداگرد كعبه را گرفته و آن خانۀ محبوب را، چون جان شيرين در بغل مىفشارند و همچون پروانگان، بر گرد شمع بيت مىچرخند و با سوز و گدازى لايوصف، عرض نياز به درگاه بىنياز مىنمايند.
از ديدن آن صحنۀ اعجابانگيز، بار دگر دلها از جا كنده مىشود و بدنها مرتعش مىگردد وچشمها همچون ابربهارى مىبارد و زبانها به تعظيم و تكريم بيت مىچرخدكه:
«الحمد لله الذي عظمك و شرفك و كرمك و جعلك مثابة للناس و أمنا مباركا و هدى للعالمين ». 1
«شكر آن خداى را كه اين چنين عظمت و شرافت و مكرمت، به تو اعطا فرموده و تو را مرجع ناس و خانۀ امن بشر قرار داده و وسيلۀ هدايت و سعادت جهانيان گردانيده است.»
آرى، اين خانه، خانۀ ملك العرش، رب السموات والارض است. خانهاى است كه جلال و جبروتش، دلهاى سلاطين جهان را مىلرزاند و سطوت و هيبتش انبيا و مرسلين را در برابر خود، به خاك مىافكند و به خضوع و خشوع و بندگى وا مىدارد كه با حال تذلّل و انكسار بگويند: