86
به پاى بوى نرگس مىدهم جان
يگانه ياس بستان حسن كو؟
* * *
فضاى كعبه امشب پرطنين است
* * *
به دور افكندهام نام و نشانم
* * *
حَجَر را استلامى چند كردم
* * *
نشستم در كنار چاه زمزم
* * *
خدايا! آمدم با سر به سويت
* * *
خداوندا! گناهانم فزون است
* * *
به زير چادرى در كنج صحرا
* * *
به مشعر پانهادم من شبانه
* * *