85
به تن تا جامۀ احرام دارم
* * *
به وادى محسِّر مىزنم گام
* * *
دلم امشب هواى يار دارد
* * *
به ميقات آمدم تا بينم او را
* * *
به پيش روى من اينك مقام است
* * *
نمىخواهم كسى نزدم نشيند
* * *
خدايا! اين من و اين خانۀ تو
* * *
به بيرون از حرم آواره بودم
* * *
خدياا! روضۀ رضوان من كو
صداى دلكش مرغ چمن كو