76پيشانى ام را با غبار راه دوست
تطهير مىكنم
و اينجا بهشت است
بوى خاك و گندم و كبوتر مىآيد
سلام را با نفسم روانه كردهام
و عشق بر نگاهم سواره مىرود
و من گريبان ناله را چاك مىكنم
من تشنه اشكم
بغضم را فرياد مىزنم
و دستهاى دلتنگى به ادب بر دل سجده كردهاند
باز مىگردم و انديشهام
در سماعى جانانه
بر گرد بقيع چرخ مىزند
سهيلا دارابيان - تهران
دوبيتى
اى قاعده خاك بگو برگردم
* * *
اى پنجره ساده بخوان باز مرا
* * *