84ديندارى طواف كند و طواف كرد. به نزد چاه اسماعيل كه آبخوران را سيراب مىكند زمزمه كرد.» 1
هديه به كعبه
ايرانيان اموال و جواهر و شمشير و طلاى بسيار به كعبه هديه مىكردند. همين ساسان پسر بابك ، دو آهوى طلا و جواهر و چند شمشير وطلاى فراوان به كعبه هديه كرد كه در چاه زمزم مدفون شد.
بعضى اين اموال را به جرهمىها نسبت دادهاند، ليكن مسعودى اين انتساب را به جرهمىها، به دليل فقر آنها، رد كرده است.
وقتى نوبت پرده دارى به عبدالمطّلب رسيد، چاه زمزم را كه پر شده بود حفّارى كرد و شمشيرها و جواهر مدفون در آن را بيرون آورد. آنها همان بود كه ساسان به كعبه هديه كرده بود.
يكى از افراد قبيلۀ تبّع به نام «حسّان» از يمن به حجاز رفت و مىخواست كعبه را ويران كند، احبار يهود او را از اين كار باز داشتند و تبّع از تصميم خود منصرف شد و كعبه را با پارچههاى يمانى پوشاند و به يمن بازگشت.
مسعودى از حملۀ ابرهه به مكه در سال چهلم سلطنت كسرىٰ انوشيروان، كه همزمان با پنجاه روز پيش از تولّد حضرت محّمد صلى الله عليه و آله بوده به تفصيل سخن رانده است و نيز جريانات جنگ عبداللّٰهبن زبير با برادرش عمرو و اينكه عبداللّٰه پس از پيروزى بر عمرو دستور داد او را برهنه كردند و در مقابل مسجد الحرام آنقدر تازيانه زدند تا مرد ، مطالبى آورده است. 2
مسعودى مىنويسد: بعضى گفتهاند بيتالحرام، خانۀ زحل بوده و چون زحل را ستارۀ دوام و بقا مىدانستهاند، حرمت خانه را در طى قرون متمادى به جهت همين انتساب به زحل نگاه مىداشتهاند. علت اين باور آن بوده است كه يكى از حكما به مردم