83وزيد و آنها را قلع و قمع كرد. قوم عاد منكر آفريدگار عزّ و جلّ نبودند منتهى از طريق بت پرستى مىخواستند به خدا تقرّب جويند. آنان به محلّ كعبه احترام مىگذاشتند. محلّ كعبه در زمان عاد تپّۀ سرخ رنگى بود، آمدن قوم عاد براى دعاى باران به مكه ، مقارن با اقامت عمالقه در مكّه بود.
مسعودى در مروج الذّهب به بيان بسيارى از حوادث و اتّفاقات در ارتباط با حج و كعبه همّت گماشته است، در اين بخش به نقل بعضى حوادث به اختصار خواهيم پرداخت:
وى دربارۀ وجه نامگذارى مقام ابراهيم مطالبى آورده و از تجديد بناى كعبه توسط قريش ، كه پس از جريان سيل و تخريب كعبه انجام شد و در همين تجديد بنا بود كه محمد امين در سن 33 سالگى براى نصب حجرالأسود به داورى برگزيده شد، گزارش كرده است.
مسعودى از حدود شصت متولّى كعبه با انديشهها و افكار متفاوت نام برده است كه هر يك داراى آيينهاى خاص خود بودهاند.
حج و ايرانيان
مسعودى مىنويسد : ايرانيان از زمانهاى دور حج گزارده و براى كعبه احترام قائل بوده و به زيارت بيتاللّٰه مىرفتهاند؛ آخرين كس از ايرانيانِ معروف كه پيش از اسلام به حج رفته ، ساسان پسر بابك جدّ اردشير بابكان بوده است. او پس از طواف كعبه، بر سر چاه زمزم مىرفت و زمزمه مىكرد. وجه نامگذارى چاه زمزم را به اين نام ، همين دانستهاند؛ زيرا هم ساسان و هم ديگر ايرانيان بر سر چاه مذكور مىرفتند و مطالبى را زمزمه مىكردند.
يكى از شعراى پيشين گفته است: «ايرانيان روزگاران قديم بر سر چاه زمزم زمزمه مىكردند.» يكى از شعراى پس از ظهور اسلام ايران نيز گفته است:
«و ما از قديم پيوسته به حج خانه مىآمديم. و همديگر را در ابطح به حال ايمنى ديدار مىكرديم. و ساسان پسر بابك همى راه پيمود تا به خانۀ كهن رسيد. كه از روى