75كعبه مرتكب عمل ناشايستى شدند و تبديل به سنگ گشتند و آنگاه يكى بربالاى كوه صفا و ديگرى بربالاى كوه مروه قرار گرفتند. وقتى كه قُصىّ سالار مكّه شد آنها را از صفا و مروه برداشت و يكى را در كنار كعبه و ديگرى را در كنار زمزم گذاشت. از آن پس مردم به هنگام طواف به آن دو بت دست مىكشيدند و در پايشان قربانى مىكردند. بدين طريق روال بت پرستى ادامه يافت و به تدريج بر تعداد بتها افزوده شد؛ بهطورى كه در فتح مكّه سيصد و شصت بت پيرامون كعبه نصب شده بود و هيچ قريشى در مكّه نبود كه در خانۀ خود بتى نداشته باشد.
مؤلّف در مورد داستان تبّع كه به قصد ويران كردن كعبه حركت كرد و سپس با پيش آمدن حادثهاى از تصميم خود پشيمان شد و نيز داستان فيل و جنبههاى اعجاز آميز آن ، به تفصيل بحث كرده است. همانگونه كه مىدانيم واقعۀ فيل مدتها به عنوان مبدأ تاريخ در نزد عرب مطرح بوده است.
وى همچنين گفته است: وقتى قريش خانۀ كعبه را تجديد بنا مىكردند، محّمد صلى الله عليه و آله نوجوانى بود كه براى ساختن كعبه همچون ديگران سنگ مىآورد. اولين سروشى كه به محّمد صلى الله عليه و آله ندا داد همان زمان بود؛ زيرا جامۀ حضرت كنار رفت و سروش ندا داد كه : «اى محّمد عورت خويش را بپوشان» از آن پس ديگر كسى پيامبر را برهنه نديد.
پيش از اين گفتيم كه در نوشتههاى ازرقى تناقض وجود دارد. او براين اعتقاد است كه ماجراى حكميّت پيامبر صلى الله عليه و آله در ارتباط با نصب حجرالأسود در سن نوجوانى اتفاق افتاده ، در صورتى كه در ديگر مآخذ آن را حدود سى و پنج سالگى؛ يعنى پنج سال پيش از بعثت نوشتهاند. 1
البته اين امكان نيز وجود دارد كه قريش كعبه را در دو مرحله تجديد بنا و تكميل كرده باشند؛ بدين صورت كه پيامبر در نوجوانى همانند ديگران سنگ آورده باشد و در مرحلۀ دوم؛ يعنى در سن سى و پنج سالگى به حَكَميت برگزيده شده شود.