73دچار تب شدند. شخصى به نام طريفه آنها را به ترك مكّه تشويق كرد و هر گروه از آنها به ناحيهاى رفتند.
در دورۀ توليت جُرهميها سيلى جارى شد و كعبه را ويران كرد، جُرهميها آن را به همان صورت اوّليّه ساختند، بعدها جرهميها حرمت كعبه را شكستند؛ از جمله پنج تن با هم قرار گذاشتند كه موجودى چاه خزانۀ كعبه را سرقت كنند. در آن جريان يكى از آنها كشته شد و بقيّه گريختند.
وجه نامگذارى كعبه به «بيت العتيق»
گفتهاند چون كعبه همواره از تسلّط و چيره شدن ستمگران در امان بوده ، به «بيت عتيق» مشهور گشته است. بعضى اين نام را به جهت قدمت آن دانستهاند.
داورى يعمربن عوف
عمرو بن لُحى و فرزندانش پس از او پانصد سال سرپرست كعبه بودند تا اينكه حُلَيْل سرپرست كعبه شد و قصىّ بن كلاب دختر او را به همسرى گرفت. حُليل كليد كعبه را پس از خود به قصىّ كه دامادش بود سپرد تا از طرف همسرش «حُبّىٰ» به امور كعبه رسيدگى كند. پس از مرگ حُليل، قبيلۀ خزاعه از تسليم اين كار به قصىّ خوددارى كردند و كليد كعبه را از «حُبّىٰ» گرفتند. قصىّ براى باز پس گرفتن كليد ، از قبيلۀ خود يارى طلبيد و جنگى درگرفت و عدّهاى از طرفين كشته شدند. سپس پيشنهاد صلح داده شد و مردم در كنار كعبه اجتماع كردند، يعمر بن عوف كه مرد شريفى بود به حكميّت برگزيده شد و برخاست و گفت: «من همۀ خونهاى ريخته شده ميان شما را باطل اعلام مىكنم و زير پا مىنهم و هيچ كس را در اين مورد بر كس ديگرى حقّى نيست و من حكم مىكنم كه قصىّ پرده دار كعبه باشد و سالار مكّه، بدون آنكه خزاعه را بر آن حقّى باشد؛ زيرا حُليل اين سمت را به او واگذاشته است... قبيلۀ خزاعه هم، كار ادارۀ كعبه را به او واگذار كردند و قصىّبن كلاب پردهدارى كعبه را بر عهده گرفت. 1